جیرجیرکی، سر می‌دهد آوازی ممتد در شبانگاهی 

شب ، با آواز جیرجیرک، مانوس است و زیبا،  

آنگونه که من ، با یادهای تو ، زیبا تر.

تو ، آن دامنه های سر سبز میان کوههای ستبر دوردست را میمانی که جا خوش می‌کنند گل های خودروی بهاری در فروردین ، 

جایی در خنکای میان زمین و آسمان ، آغشته به تو ام.

فروردین من !

فانوس روشن !

انتظار همیشه!

آغشته ام به تو .

آغشته.