اگر یک روز از من بپرسند قوی ترین انسان های دنیا چه کسانی هستند؟
جواب می دهم؛
زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند
جمال_ثریا
...........
دخترک ، کز کرده بود گوشه دیوار ، سراسیمه ، مچاله و خمیده ، درست مثل پرنده ای که در تله افتاده است ، ترسیده و نزار . سایه سنگین برادر بالای سرش بود . مادر با خونسردی اتاق را ترک کرده بود ، خودش مسبب این اتفاق بود ، برادر را فراخوانده بود تا به جای پدر ، بچه را تنبیه کند ، به جرم شیطنت های کودکانه . دختر باید در خانه ادب شود ، تا در نوجوانی و جوانی ، آبروی خانه را نریزد ، آبرو از نان شب هم مهمتر است ، صدای دختر نباید بیرون برود ، خنده دختر نباید شنیده شود ، باید که ساکت و آرام باشد ، باوقار و مودب ، دختر شیطان را باید ادب کرد .
دست برادر سنگین بود ، دختر این را میدانست ، امیدی به کمک دیگران نداشت ، قلبش تند تند میزد ، دنیا پرشده بود از صدای قلبش . بدنش می لرزید ، اما خاموش بود ، میدانست که التماس کردن فایده ای ندارد .
دست که فرود آمد بر صورتش ، صدای زنگی در گوشش ممتد و کشدار ، ادامه یافت ، تمام بدنش ، در زیر سنگینی این دست می لرزید ، بدنش مانند خمیری که باید ورز داده شود ، کوبیده میشد .بعد تنبیه ، باید به حال خود رها میشد تا در تاریکی اتاق اشک بریزد و با درد فرورفته در جانش ، یاد بگیرد که دختر خوبی باشد .
آغوشی نبود تا بدن کوچکش را پناه بدهد ، دستی تا اشکش را پاک کند و کلمات محبت آمیزی تا تنهایی اش را تسکین دهد . تنها در آن لحظات سختی که تکرار میشد درسهایی را یاد میگرفت تا برای تمام زندگیش ، به یاد داشته باشد که باید در دنیای بیرحم بیرون ، قوی باشد ، اشک نریزد ، سخت باشد ، لبخند بزند و از درد نگوید ، تظاهر کردن را آموخته بود ، ترسهایش را در درونش انبار میکرد ، از صداهای بلند میترسید ، از ضربه های ناگهانی و از هر آنچه که خشونت فیزیکی نامیده میشود هراس داشت ، اما میدانست که پناهگاهی در خانه نیست ، خودش پناه خودش بود و بس . یاد میگرفت که در ذهنش با همه آنچه که به او می آموزند میتواند مخالفت کند ، میتواند آزادی را در ذهنش پرورش دهد ، میتواند عقاید کهنه را در درونش ، خاموش کند و بذر اندیشه های تازه را بکارد . در خاموشی میتوانست از گزند دستهای سنگین مردان خانواده ، در امان بماند ، اما کسی نمیتوانست ذهنش را به بند بکشد و این تنها تسلی تن خسته دخترکی بود که در دنیای درونش جسورانه ، دنیاهای بزرگتر را تصرف میکرد .
زنان تنها را نمیتوان در بند نگه داشت .
زنان تنها در پیله تنهایی خویش قوی میشوند.